ژانویه 22, 2011
حالمم بده .
دلم میخواد بالا بیارم .
سپیده هم که رفت . این قدر فکر های لعنتی این قدر تو مغزپیچید که وقتی برای فکر کردن به رفتنش نداشتم . سپیده هم باز رفت .
من حرف کم آوردم . میخوام از فروغ بنویسم . بهتر حرف هایم را میگوید .
+انسان . انسان پوک پر از اعتماد .
+ ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل
+پیش از این ها ، آه آری … بیش از این ها میتوان خاموش ماند ….
مارس 26, 2011 در 1:10 ب.ظ.
دخترم،عزیزم زیباو دلنشین مینویسی این متن قشنگترین دورنمایی بود که میشد از مسیر زندگی ترسیم کرد از این همه استعداد تو من به خود می بالم گلم.