ژانویه 22, 2011

حالمم بده .

دلم میخواد بالا بیارم .

سپیده هم که رفت . این قدر فکر های لعنتی این قدر  تو مغزپیچید که وقتی برای فکر کردن به رفتنش نداشتم . سپیده هم باز رفت .

من حرف کم آوردم . میخوام از فروغ بنویسم . بهتر حرف هایم را میگوید .

+انسان . انسان پوک پر از اعتماد .

+ ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل

+پیش از این ها ، آه آری … بیش از این ها میتوان خاموش ماند ….

یک پاسخ به “”

  1. فلور می‌گوید:

    دخترم،عزیزم زیباو دلنشین مینویسی این متن قشنگترین دورنمایی بود که میشد از مسیر زندگی ترسیم کرد از این همه استعداد تو من به خود می بالم گلم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.